یادداشت/ بار دیگرحزب‌الله سعدالله زارعی

یادداشت/ بار دیگرحزب‌الله

اجماع نسبی داخلی لبنان بر سر انتخاب «میشل عون» به عنوان رئیس‌جمهور که روز گذشته با 83 رأی پارلمان صورت گرفت، علامت مهمی از تغییر معادلات در لبنان است.
روابط عمومی ها از لحاظ حقوقی چه جایگاهی دارند؟ بررسی ضرورت تاسیس سازمان نظام روابط عمومی و ارتباطات احمد عامری . کارشناس روابط عمومی

روابط عمومی ها از لحاظ حقوقی چه جایگاهی دارند؟ بررسی ضرورت تاسیس سازمان نظام روابط عمومی و ارتباطات

عصر اهواز - با توجه به گسترش رسانه ها و شکل گیری رسانه های نو و همچنین گسترش وظایف روابط عمومی ها، کمتر مدیری را خواهیم یافت که از اهمیت نقش روابط عمومی در سازمان آگاه نباشد؛ تاثیرگذاری روابط عمومی در رشد و توسعه سازمان امری مهم است.

کانال تلگرام عصر اهواز

کد خبر: 301674
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۹

امتیاز خبر: از تعداد رای دهندگان

عصر اهواز- گروه هنر- عطیه موذن: به مناسبت شهادت آوینی در بیستم فروردین ماه این ایام با نام هنر انقلاب رقم خورده و بهانه ای است تا توجه بیشتری به ارزش‌ها و اصول انقلابی و راه‌های گسترش آن از طریق هنر مبذول شود البته فعالیت در حوزه هنر متعهد و انقلابی نه تنها سالی یک بار بلکه مستمرا باید مورد آسیب شناسی، بررسی و مداقه قرار بگیرد تا بتوان هنر اصیل و آنچه را که حاصل فکر اندیشمند و مسلمان ایرانی است در جهان بسط و گسترش داد.

حال حدود سه دهه از انقلاب می گذرد و عده‌ای از منتقدان معتقدند در یک یا دو دهه اخیر توفیق چندانی در تربیت نیروهای متعهد و هنرمندانی که بتوانند در حوزه انتقال مفاهیم بومی ایرانی و اسلامی عمل کنند، نداشته ایم و هنرمندانی که در این حوزه فعالیت دارند بیشتر به نسل اول انقلاب تعلق دارند.

عصر اهواز درباره همین موضوع گفتگویی با محمدحسین نیرومند که خود از هنرمندان پیشکسوت نسل اول انقلاب است و در حوزه های مختلف فرهنگی و هنری حضور داشته است، داشته ایم تا به آسیب شناسی روند تربیت هنرمندانی با ویژگی های ذکر شده، بپردازد.

نیرومند مهمترین معضل در عرصه فرهنگ و هنر را نبود مدیریت صحیح عنوان کرد. وی معتقد است اکنون در وضعیتی قرار داریم که برای سامان یافتن اوضاع به یک انقلاب دوم فرهنگی نیاز است.

گفتگوی ما با محمدحسین نیرومند را می خوانید:

*جناب نیرومند همزمان با هفته هنر انقلاب این سوال پیش می آید که چرا هر چه از ابتدای انقلاب می گذرد کمتر نیروهای متعهد و انقلابی در حوزه هنر در کشور رشد پیدا می کنند و کمتر به حوزه فرهنگ و هنر انقلابی توجه می شود؟

– بسم الله الرحمن الرحیم. اگر بخواهم در همین ابتدای سخن، آخر کلام را بگویم باید بیان کرد که وقتی در برنامه پنج ساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی به حوزه فرهنگ آنچنان که باید پرداخته نشده است چگونه می توان انتظار داشت که کاری عملی صورت بگیرد. در این برنامه اهتمام حداقلی به حوزه فرهنگ شده است. بسیار مختصر، گذرا و غیر حرفه ای به این موضوع پرداخته شده و واقعیت این است که نهادهایی که بودجه در اختیار دارند و امکانات توسط آنها توزیع می شود اصلا به فرهنگ توجهی ندارند. فرهنگ سال ها است که مغفول واقع شده و  موضوعیتی ندارد به همین دلیل است که مقام معظم رهبری از مظلومیت حوزه فرهنگ سخن گفته اند و تعبیر نگران کننده ای در این زمینه دارند که اتفاقا بر حق است، ایشان می فرمایند که گاهی به دلیل مسایل موجود در این حوزه خواب به چشمانشان نمی رود، اما متاسفانه در حوزه فرهنگ ما مدیری که شب از مسایل و دغدغه های فرهنگی خوابش نبرد، بسیار کم داریم. ما درباره مسایل فرهنگی بسیار حرف می زنیم اما این دغدغه سال هاست که برای مدیریت کلان کشور جایگاهی ندارد.

طبیعی است که با چنین وضعیتی شما جریان جدی در حوزه تولید آثار فاخر و یا پرورش نیروهای هنری نمی بینید. متاسفانه حتی امروز بعضی از نیروهای با سابقه و انقلابی عرصه هنر بطور مثال هنرمندان تجسمی در این سال ها به خارج از کشور رفته اند. این افراد چه دلیلی برای ترک کشور داشته اند؟ امیدوارم صحیح نباشد اما نام بعضی از سینماگران را می شنویم که می روند تا برای شبکه «جم» کار کنند. این مسایل باید آسیب شناسی شود. در مورد بی توجهی مدیریت کلان کشور به حوزه هنری مثالی متفاوت می زنم، ساختمان وزارت ارشاد در مجاورت سازمان مدیریت برنامه و بودجه قرار دارد. پشت ساختمان وزارت ارشاد یک فضای سبز بزرگ قرار دارد. ظاهرا زمانی درب ساختمان ارشاد به آنجا باز می شد. در مقابل این درب اتوبوسی قرار داده می شد تا هنرمندان و کارکنان وزارت ارشاد از آن فضا استفاده نکنند. وقتی سازمانی که نبض اقتصادی کشور در اختیارش است چنین نگاهی دارد که اجازه ندهد هنرمندان از یک فضای سبز استفاده کنند یعنی فرهنگ و هنر برای مهمترین سازمان برنامه ریزی کشور موضوعیت چنانی ندارد. در این تفکر، فرهنگ جز خرج کردن و هزینه کردن خروجی ندارد. با این نگاه و با این مدیریت نمی توان انتظار تحول در حوزه مسایل فرهنگی و هنری را داشت.

شهید آوینی در زمان خود از مدیریت فرهنگی کشور گله داشت و امروز هم این جریانات ادامه دارد گویی که قرار است وضعیت همواره بر این مدار بچرخد.

*شما از مسایل اقتصادی گفتید و کمبود امکانات و هزینه هایی که باعث شده است هنرمندان ما به خارح از کشور بروند، اما سوال این است که آیا مساله فقط اقتصاد است؟ گاهی هزینه ها و امکاناتی که در اختیار هنرمندان قرار گرفته است به خروجی مناسبی برای یک اثر فاخر تبدیل نشده است بلکه آثاری را در برداشته اند که مارک سفارشی بودن بر آنها خورده است.

– بخش عمده ای از تولیدات هنری در سراسر دنیا سفارشی است. فاخرترین آثاری که در ایران تولید شده است مثل شاهنامه طهماسبی سفارشی است. تمام نقاشی های فاخری که روی در و دیوارهای کلیساهای اروپاست از نقاشان مشهور بوده و یا مجسمه های میکل آنژ سفارشی ساخته شده است. تنها بحث بر سر این است که آیا مدیری که می خواهد سفارش یک اثر هنری را بدهد فهم لازم را دارد و به چه کسی می خواهد سفارش بدهد. آیا شما فکر می کنید جریان سینمای هالیوود سفارشی نیست؟ البته که هست تنها زاویه ای که به آن ورود می کنند مثل ما ناپخته، سطحی و رو نیست. بسیاری از تولیدات سینمایی کشور با نسکافه خوردن های یک مدیر با تهیه کننده به تصویب می رسد و براساس یک سیستم درست طراحی نشده وگرنه تاریخ جهان پر از آثار فاخر هنر سفارشی است.

*با این توصیفات به این چالش می رسیم که چرا ما نتوانسته ایم مدیران مناسبی در حوزه فرهنگ و هنر داشته باشیم که در عرصه های لازم فعالیت کنند.

– اصل ماجرا همین است؛ چراکه این مدیران هستند که فضا را برای اهل فرهنگ و هنر آماده و زیرساخت های لازم را ایجاد می کنند و حتی جامعه را با این حوزه آشتی می دهند. اکنون در جامعه بحث اقتصاد هنر مطرح است و کدام یک از مدیران ما به دنبال این هستند که مردم یا ادارات را تشویق کنند که یک تابلو هنری خریداری کنند. جریانی که مردم را به خوب دیدن و خوب شنیدن دعوت کند در جامعه وجود ندارد. به هر حال اگر قرار است جوانان فیلم خوب ببینند باید آنها را در این مسیر آموزش دهیم. ما این همه زباله های صوتی داریم که در رسانه ملی پخش می شود و دل اهل هنر موسیقی را خون کرده است اما کسی به فکر حل این معضلات نیست. جامعه نیاز دارد که سیستم فرهنگی جلوی این آلودگی های صوتی و تصویری را بگیرد. اکنون در سینما و موسیقی هر اثری به عنوان هنر تولید می شود درحالیکه بخشی از آنها هیچ نسبتی نه با هنر دارند نه با فرهنگ کشور.

*چرا دغدغه‌های افراد متعهد برای تولید آثار ارزشمند و انقلابی اصیل کمتر به خروجی رسیده است و یا نهادهایی که در این حوزه دغدغه ها و اصول مشترکی دارند کمتر در این راستا هم افزایی داشته اند و بیشتر احساس شده است که با یکدیگر رقابت هم دارند.

– از آنجایی که حوزه تخصصی من به مدیریت فرهنگی بازمی گردد از همین منظر به بحث ورود می کنم، بحث بر سر این است که به طور مثال تلاش شود تا یک فیلم یا موسیقی تاثیرگذار و فاخر تولید شود. با چنین هدفگذاری دیگر اهمیتی ندارد که چه کسانی در چنین کاری مشارکت می کنند بلکه هدف این است که آن فیلم فاخر تولید شود اما وقتی هدف این می شود که «من» آن فیلم فاخر را تولید کنم و منیت ها وسط می آید نوعی نگاه غلط فرهنگی به میان می آید. نگاه سالم در حوزه فرهنگ یاددادنی نیست. به طور مثال شنیده ام زمانی پوپ نویسنده و باستان شناس هنر ایرانی وقتی در مقابل یکی از کاشی های مسجد امام در اصفهان قرار می گیرد از فرط تحیر غش می کند. میلیون ها نفر همین کاشی ها را می بینند ولی کسی غش نمی کند و حتی توجهی نمی کند. فرهنگ از این جنس است بعضی شیفته آن می شوند و این فرهنگ برای شخص مدیری که می خواهد در این حوزه تاثیرگذار باشد باید از همین جنس باشد یعنی او باید در برابر قدرت چنین فرهنگ و هنری مدهوش شود و اگر مشکلاتی می بیند شب خوابش نبرد. باید مدیر فرهنگی از دیدن نقاشی و معماری لذت ببرد، درحالیکه مدیران ما اصلا از این جنس نیستند. ما مدیری در حوزه هنر تجسمی داشته ایم که سوالش این بوده است که نقاشی های مدرن چه پیامی دارند و فکر می کند که نقاشی باید متناسب با درک و فهم او طراحی شده باشد.

بنابراین مساله اصلی ما این است که مدیری از جنس فرهنگ نداریم. مدیری که وقتی در برابر او یک اثر هنری گذاشته می شود خمیازه نکشد و حس همراهی با هنرمند را داشته باشد. من دبیر جشنواره بین المللی کاریکاتور بودم و وزیر ارشاد یکی از دولت ها برای افتتاحیه به موزه هنرهای معاصر آمده بود او در حالی از کنار تابلوها عبور کرد که هیچ نگاهی به آنها نینداخت. ما بهترین آثار را در رمپ اصلی موزه و در مسیر وزیر قرار داده بودیم و مگر می شود که برای افتتاحیه یک جشنواره هنری بروید و حتی نخواهید به تابلوها نگاهی بیندازید؟ 

*چرا در این سال ها ما نتوانسته ایم به سمت پرورش نیروهای متعهد و انقلابی حرکت کنیم و تاکنون حرکت جدی در این زمینه صورت نگرفته است؟

– من زمانی به یکی از وزرا بیان کردم که دادن صله به هنرمندان در گذشته کار بسیار خوبی بود. آن زمان هنرمندی کار برجسته و باارزشی انجام می داد و مسئولان همانجا صله ای را به او می دادند اما اکنون به این ترتیب است که سرمایه ای به نهادهای فرهنگی و هنری واگذار می شود که قرار است به هنرمند داده شود تا اثری را تولید کند. درحالیکه این سرمایه در نهادها در یک چرخه بروکراتیک قرار می گیرد و هزینه می شود. مدیران ما در نهادها دچار این مشکل شده اند که بودجه هایشان صرف سیستم بروکراسی ناکارآمد می شود. چرا صداوسیما با وجود بودجه فراوانی که دارد با مشکلات مالی مواجه است چون هرچقدر هم این بودجه ها بالا باشد باز هم باید صرف فضای بزرگ و کارمندان زیاد جام جم شود. ما آنقدر سیستم های اداری بخش های فرهنگی را عظیم می کنیم که این سیستم اکثر بودجه برنامه ای را می بلعد. مثلا در یکی از مراکزی فرهنگی ۱۰۰ میلیارد تومان به سیستم اداری تزریق می شود تا ۱۰ میلیارد را خرج تولید برنامه فرهنگی بکنند. شاید مهمترین مشکل صدا و سیما همین است. فربه شدن سازمان اداری سیما به حدی شده است که بودجه های موجود حتی کفاف حقوق کارمندان را هم نمی دهد.  یکی دیگر از مظلومیت های حوزه فرهنگ همین است که نهادهای اداری و بروکراتیک بزرگی درست می شوند که بودجه ها را می بلعند و دیگر بودجه ای برای تولید کالای فرهنگی باقی نمی ماند.

*با مسایلی که فرمودید چه راهکاری می توان در عرصه مصرف درست بودجه های فرهنگی و همچنین پرورش هنرمندان متعهد داشت، مخصوصا که ما سال هاست که وقتی می خواهیم از اندیشه های هنرمندان متعهد و دغدغه مند صحبت کنیم به سراغ شهید آوینی می رویم که البته اگر باز هم اندیشه های ایشان هم عملی شود بسیار خوب است. اما چگونه می توان در زمینه رشد هنرمندان وارد شد؟

– وقتی که هوای نیروهای متعهد کنونی را نداریم، نمی توانم راهکاری پیشنهاد دهم. ما هنرمندان درجه یکی داریم که سال ها زحمت کشیده اند و وقتی به ما می رسند از انبوه مشکلاتشان می گویند. فکر می کنم ما به یک انقلاب فرهنگی دوم نیاز داریم، فرهنگ موضوعی فراجناحی است و نمی شود که هر رییس جمهوری می آید در این باره یک دیدگاهی داشته باشد.

*مساله اینجاست که ما حتی با تغییر دولت ها در این زمینه اختلاف دیدگاه هم نداریم و همه مسایل مطرح شده در این زمینه در حد کلیات است.

– این مساله بسیار بدتر است، باید مسیر درستی طراحی شود. من روزی به یکی از مسئولان گفتم در شورای عالی انقلاب فرهنگی باید هنرمندان هم عضو باشند. باید سیستمی مجدد طراحی شود. همه بخش های فرهنگی کشور باید هدف گذاری هماهنگی داشته باشند. در فرهنگ باید نوای واحد شنیده شود. یعنی همه نهاد های فرهنگی کشور که ظاهرا حدود ۲۵ نهاد هستند باید عملیاتی شدن اهداف کلان نظام را در این حوزه دنبال کنند. همانند یک ارکستر موسیقی  که علیرغم اینکه سازها و نواها متفاوت اند در نهایت برای یک سمفونی خاص می نوازند. باز مثالی بزنم؛ مرکز موسیقی وزارت ارشاد یک مسیر را می رود، تلویزیون هم با برنامه سازی های کپی از شبکه های ماهواره ای مسیر خود را دنبال می کند و جریان تولید موسیقی زیر زمینی هم مسیرخود را دارد و البته خبرگان موسیقی کشور هم همگی گله مند هستند و هیچ کسی به آنها توجهی ندارد.

*البته یکی از دغدغه هایی که این برنامه ها بیان می کنند این است که استعدادیابی می کنند.

– من این مساله را قبول ندارم. زمانی شخصی به من گفت که صداوسیما قرار بود دانشگاه باشد و من هم به شوخی پاسخ دادم که اتفاقا دانشگاه است و شما می توانید از طریق این دانشگاه به فوتبال، بازیگری و خوانندگی ورود کنید. با حجم بالای تولیدات برنامه مرتبط با این سه رشته در سیما عملا رسانه جوانان را به این رشته ها ترغیب می کند.

چندی پیش در شبکه های اجتماعی شایعه شد که استاد فرشچیان به رحمت خدا رفتند و هیچ رسانه ای هم این مساله را تکذیب نکرد اما اگر این شایعه درباره یکی از خوانندگان اتفاق می افتاد صدها نفر موضع می گرفتند و اینها به دلیل همین فضایی است که درست شده است. در جامعه ما اساتید و بزرگان و اندیشمندان در بزرگ نمایی اینگونه جریانات محو شده اند.

*چگونه می توان فضای حاکم را بهبود بخشید؟

– همه این نکات است که خواب را از چشمان رهبر بزرگوار ربوده است. قرار بود انقلاب اسلامی در جریانی هنری بروز و ظهور پیدا کند اما این ارزش های انقلابی کجا هستند؟ جشنواره های فجر از جمله موسیقی، فیلم و یا تجسمی چقدر از بن مایه های هنر انقلاب اسلامی برخوردار هستند؟ بعضی از فیلم هایی که اکران می شوند و ما از میلیاردی شدن آنها خوشحال می شویم از منظر باورهای انقلاب اسلامی چه سودی دارند؟ مگر باید برای تیراژ بالای فیلم ها و یا نشریات زرد هم خوشحال بود! اگر خوشحال باشیم که جنس کارهای عامه پسند در حوزه فرهنگ توفیق یافته است که باید برای آن تاسف خورد.

*شما از جشنواره ها مثال زدید مساله این است که گاهی جشنواره های ملی و انقلابی ما سلیقه ای هم عمل می کنند و واقعا براساس معیارهای مورد نظر حرکت نمی کنند.

– اگر جشنواره ها هدفگذاری کنند که به کدام سمت و سو باید بروند دیگر از یک جشنواره لزوما «ابد و یک روز» بیرون نمی آید. اینکه هر سال یک فیلم با یک رویکرد و یک نگاه متفاوت برگزیده می شود نشان دهنده این است که سیاست گذاری فرهنگی وجود ندارد.

*چه کسی باید این سیاست های فرهنگی را در مدیریت کلان فرهنگ و هنر کشور ایجاد کند؟

– کسی که در مدیریت کلان کشور که حوزه اجرایی است باید به معنای واقعی دغدغه داشته باشد، چنین افرادی می توانند این سیاست ها را تدوین کنند. از تاریخ چند هزار ساله ما بناهای مختلفی بر جای مانده است. به طور مثال پل الله وردی خان روی زاینده رود به دستور یک صاحب منصب دولتی در عهد صفویه بنا شده است. به دستور او در مشهد هم گنبدی ساخته شده است که نام الله وردی خان دارد. الله وردی خان به واقع یک مدیر فرهنگی موفق در زمان خودش بوده است که با بودجه هایی که در اختیارش بوده این آثار فاخر را ساخته و نام خود را همانند بنا جاودانه کرده است اما مشکل امروز ما به تعبیری که پیش از این گفته شده این است که «درم داران عالم را کرم نیست و کرم داران عالم را درم نیست». آنهایی که حوزه فرهنگ را می فهمند بودجه در اختیار ندارند و آنها که بودجه دارند فرهنگ را نمی فهمند.

*من تا حدی این مساله را قبول دارم اما این سوال هم پیش می آید که چرا در دهه اول انقلاب که پول و امکانات به اندازه کافی فراهم نبود افرادی همچون شهید آوینی در این دوران فعال بودند و اتفاقا مقام و منصبی هم نداشتند.

– فضای حاکم بر جامعه آن زمان همان شرایط را می طلبید که همه به میدان می آمدند و هرچه داشتند عرضه می کردند و اتفاقا همان ها که در حوزه فرهنگ کار می کردند از تمام توان خود بهره می گرفتند. داستان دوران امروز فرق می کند، حوزه هنری در همان زمان به عنوان یکی از جدی ترین پایگاه های انقلاب اسلامی بود که اعتماد می کرد و فضایی را به هنرمندان داده بود. ما باید برای زمان حال مطابق با شرایط امروز کار کنیم و این فضا با ابتدای انقلاب قابل مقایسه نیست.  



منبع: مهر
مطالب مرتبط
اشتراک گذاری

کانال تلگرام عصر اهواز

اخبار خوزستان